خاطره ای از زنده یاد معلم علم واخلاق وآزادگی سیدحسین هاشمی
معلمین همه گرامی وعزیز هستند به خصوص معلمین رضوانشهری ازجمله معلمین شریف وگرانقدر آقایان هاشمی ومحمدحاتمی بودند که دراین خطه برای تعالی علم ودانش فرزندان آن زحمات زیادی کشیدند. الان اگرچه درمیان ما نیستند ولی یادوخاطرات آنها همیشه زنده وجاویدان باد.
.اما خاطرهُ آقای هاشمی معلم کلاس چهارم وپنجم مابود سال پنجم بودیمُ سال۶۰اوایل جنگ بود. سربازان سال ۵۶را فراخوان کردند آقای هاشمی نیز جزوآنهابود واین خبر درمدرسه وکلاس ما پیچید همه بچه ها ناراحت بودند .تصمیم گرفتیم نگذاریم معلممان به جبهه بروند .وقتی آقای هاشمی برای خداحافظی آمد همگی شروع به گریه وشعار دادن کردیم که شما نباید به جبهه بروید ولی آقای هاشمی به مادلداری دادند وگفتند من سریع برمی گردم .بچه ها چون آقای هاشمی را خیلی دوست داشتند اوراتادرب مدرسه مشایعت کردند ودعاکردند که زودبرگردد . معلممان برگشت ولی زخمی ُ آن شب من وسه تا از بچه های همکلاسی تانزدیکی های صبح منتظر آمدن اوبودیم که بالاخره بعداز چندماه دوری اوبرگشت وماخیلی خوشحال شدیم.
آری آقای هاشمی درسنگر مدرسه وفرهنگ رضوانشهر کوشید وکمتر تحصیکرده رضوانشهری است که اومعلمش نبوده باشد.ودرنهایت بعدازسالهارنج وتلاش براثر بیماری ازبین مارفت وکمتر کسی از مردم رضوانشهر ُ کوچک وبزرگ ُزن ومردُپیروخردسال براین مصیبت نگریست واین نبود مگر از بزرگی وآزادگی این مرد شریف <
یادش گرامی خداوند اورا با امام حسین ویارانش محشور گرداندآمین یارب العالمین


